واژه های باران
-
تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 1:16
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند. مثل اسمانی که امشب می بارد... و اینک باران بر لبه پنجره احساسم می نشیند و چشما&
قلب من
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:16
ڪـــــاش صــداے بعضـــے آدمــا رو میــشد بوســـید...! مخصـوصــــــا وقتــیڪــــہ اسمــتــــــــ رو صــدا میـــزنــنـــد دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ ❤ 10:51 ❤ فریدون ❤
واژه های باران
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:16
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند. مثل اسمانی که امشب می بارد... و اینک باران بر لبه پنجره احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
سکوت
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:16
وقتی چیزی نمیگی من مرده ام .... به نسیم صدای خوش و روانت ، گاهی تکان میخورم .... همین!!